کد خبر: 1232084
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۱:۴۰
انگیزه نوشتن این کتاب را آقای امیرعبداللهیان در مقدمه کتاب آورده به این صورت که می‌گوید: «بعد از اینکه ماجرای بحران سوریه تمام شد، حاج‌قاسم سلیمانی به من تأکید کردند که حتماً واقعه سوریه را بنویسم تا منتشر شود و به سمع و نظر مردم برسد.»
 سمیه دهقان زاده

جوان آنلاین: زمان حضور امریکایی‌ها در عراق، جلسه مشترکی بین ایران، عراق و امریکا برگزار شد. در این جلسه که امیرعبداللهیان نماینده ایران بود، امریکایی‌ها احساس‌شان این بود که مثل یک ارباب آمده‌اند که هر چه بگویند اجرا شود. امیرعبداللهیان می‌گوید به آن‌ها گفتم: «اصلاً اینگونه نیست و هر طرف دیدگاه و نظر خود را دارد، شما فقط یک رأی دارید و هر وقت سه طرف مذاکره به نتیجه‌ای رسیدند شما بر اساس آن عمل می‌کنید.» در نهایت امریکایی‌ها، در این مذاکرات توفیقی به دست نیاوردند و از عراق خارج شدند

«پس از شهادت سردار اتفاق مهم دیگری که رخ داد، شکستن ابهت امریکا بود. امریکایی‌ها با تبلیغات، دروغ و توسل به امپراتوری رسانه‌ای بعد از ترور سردار سلیمانی، پیام‌هایی به ما می‌دادند که محتوای آن تهدید علیه هر اقدام تلافی جویانه ایران بود. در سطح آشکار و رسانه‌ای حرف‌های آقای ترامپ بود که ادعا می‌کرد اگر ایران تلافی کند، ۵۱مرکز فرهنگی و مهم ایران را می‌زنند؛ اما امریکایی‌ها در سطحی دیگر مرتباً از طریق واسطه‌ها به ما پیام می‌دادند که اگر تلافی نکنید، ما این امتیازات را به شما می‌دهیم.
در گام اول انتقام شهادت سردار سلیمانی، امریکا پاسخش را روی پایگاه استراتژیک و بزرگ‌ترین پایگاهش در منطقه گرفت و در نتیجه ابهت امریکایی‌ها فرو ریخت همه در قاب تلویزیون‌ها دیدند که وقتی آقای‌ترامپ بعد از اصابت ۱۳ موشک بالستیک نقطه زن ایرانی، صحبت می‌کرد، همه مقامات ارشد سیاسی_امنیتی و ژنرال‌هایش را همراه خود آورد خیلی‌ها فکر می‌کردند، ترامپ آمده که اعلان جنگ کند، اما ترامپ همه ساختار سیاسی- نظامی و امنیتی عالی رتبه امریکا را پشت سر خودش آورد تا بگوید من نمی‌خواهم با ایران بجنگم. 
 تندترین حرفش این بود که تحریم‌ها را بیشتر می‌کند همان امریکایی که می‌گفت اگر یک نقطه را بزنید پنجاه‌وچند نقطه را می‌زنم؛ اما نتوانست در مقابل آن اقدامی کند و نتوانست امنیت خودش را حفظ کند. آن چنان افتضاحی برای امریکا به بار آورد که الان همه کشور‌های منطقه ما، جنوب شرق آسیا و امریکای لاتین می‌گویند؛ امریکایی که نمی‌تواند کلاه خودش را محکم نگه دارد چه کمکی در زمان جنگ و بحران می‌تواند به ما بکند؟»
این‌ها خرده روایت‌هایی از کتاب «صبح شام» از خاطرات شهیدحسین امیرعبداللهیان به قلم محمدمحسن مصحفی است. این کتاب روایتی از بحران سوریه است که از امیرعبداللهیان؛ وزیر امورخارجه شهیدمان به رشته تحریر درآمده و در انتشارات سوره مهر چاپ شده است. کتابی خوش‌خوان با روایت‌هایی ساده، سر راست، بدون طول و تفصیل که سادگی و صراحت در آن نقطه قوت محسوب می‌شود. در «صبح‌شام»، روایت از بحران سوریه در سه بخش مطرح می‌شود. در بخش اول به بیداری جهان اسلام و عرب و مقابله‌هایی که با آن رخ داد، سؤاستفاده‌هایی که از ایجاد شکاف میان شیعه و سنی صورت گرفت، انگیزه‌های اقتصادی امریکا برای مداخلات نظامی و اهداف او از ترویج دموکراسی در جهان عرب می‌پردازد. 
در بخش دوم به تلاش‌های دیپلماتیک و سفر‌هایی که در ارتباط با تحولات منطقه صورت گرفته پرداخته می‌شود و بخش سوم «صبح شام»، در نقطه عطفی از روایت‌ها نقش بی‌بدیل سردار سلیمانی در کنترل بحران سوریه و تأمین امنیت ایران و سایر کشور‌های منطقه را به تصویر می‌کشد. 
حال این روزها، حسین امیرعبداللهیان به یار شهیدش حاج قاسم سلیمانی پیوسته، اما از او جز اقدامات شاخص در عرصه بین‌الملل کتاب‌هایی، چون سند آن اقدامات باقی مانده که «صبح شام» از جمله مهم‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود. 
از این رو با سعید فخرزاده، مسئول دفتر تدوین دستاورد‌های انقلاب اسلامی حوزه هنری و گردآورنده خاطرات امیرعبداللهیان در کتاب «صبح شام» به گفتگو نشستیم تا کم و کیف از ایده تا چاپ این کتاب را برایمان بازگو کند. مشروح این گفتگو در ادامه می‌آید:

 لطفا برایمان از ایده تا شروع مصاحبه‌ها برای نگارش کتاب «صبح شام» بگویید. 
انگیزه نوشتن این کتاب را آقای امیرعبداللهیان در مقدمه کتاب آورده به این صورت که می‌گوید: «بعد از اینکه ماجرای بحران سوریه تمام شد، حاج‌قاسم سلیمانی به من تأکید کردند که حتماً واقعه سوریه را بنویسم تا منتشر شود و به سمع و نظر مردم برسد.».
اما اینکه چرا حاج‌قاسم، این موضوع را به آقای امیرعبداللهیان می‌گوید به این دلیل است که- طبق روایت امیرعبداللهیان- حاج قاسم قبل از پیوند و ارتباط عمیق با امیر عبداللهیان از مقالاتی که ایشان راجع به تحولات منطقه می‌نوشته یا گفتگو‌هایی که راجع به امور بین‌الملل با رسانه انجام می‌داده، خوشش می‌آمده و او را تحلیلگر و نگارنده خوبی در تحولات می‌شناخت. 
 وقتی حاج قاسم با آقای امیرعبداللهیان از نزدیک آشنا می‌شود به او می‌گوید: «من تحلیل‌های شما را می‌پسندم. حتماً ماجرای بحران سوریه را هم بنویسید و منتشر کنید.»

 این روایت‌ها، خاطره ندارند 
از همان زمان آقای امیرعبداللهیان، در تکاپوی این بود که چگونه این کار را انجام دهد، تا اینکه با دوست دیرین خود آقای محسن مؤمنی‌شریف (رئیس سابق حوزه هنری) مشورت کرد و او هم امیرعبداللهیان را به من وصل کرد. 
بعد از آن جلسه‌ای با آقای امیرعبداللهیان برگزار و قرار شد با او مصاحبه‌هایی انجام شود. بنا شد آقای محمدی؛ یکی از مصاحبه‌گران تاریخ شفاهی، گفتگو با آقای امیرعبداللهیان را انجام دهد و در پنج‌جلسه دو ساعته، مصاحبه‌ها انجام شد. فایل‌های مصاحبه‌ها که پیاده و روی کاغذ آمد، من دیدم مطالب بیشتر روایت گزارش گونه، رسمی و اداری از اتفاقات روی داده در سوریه است، در حالی در تاریخ شفاهی ما سعی می‌کنیم یک روایت انسانی و غیررسمی و موثق از واقعه داشته باشیم. بنابراین من به آقای امیرعبداللهیان گفتم که این گفتگو‌ها را نپسندیدم، این روایت‌ها، خاطره ندارند و شبیه گزارش کار است. شما فقط نتایج جلسات و مذاکرات را گفتید، اما از آنچه در این بین اتفاق افتاده، چیزی نگفتید. 
آقای امیرعبداللهیان جواب داد: این ماجرا را سخت می‌کند، چون ممکن است به دلیل برخی ملاحظات نتوان همه جزئیات را مطرح کرد و من برایشان توضیح دادم شما روایت را انجام دهید و هر جا لازم بود آن ملاحظات را لحاظ می‌کنیم. 

 حسرتی که بر دل ماند
من برای اینکه دقیقاً نشان دهم منظور ما از خاطره چیست، شروع کردم با او در مورد خاطرات کودکی‌اش حرف زدن و دو جلسه مصاحبه در مورد زندگی شخصی‌اش گذشت. 
در جلسات بعدی، مروری بر تحصیلاتش داشت و بعد درباره ورودش به وزارت امور خارجه و رفتنش به عراق صحبت کرد. 
آن‌هم عراقی که صدام بر سرکارش، با ما ترک مخاصمه کرده است. هنوز به کویت حمله نکرده و بحران منطقه‌ای ایجاد نشده است. 
در چنین بازه زمانی آقای امیرعبداللهیان به عنوان کاردار ایران به عراق وارد شد و موضوع پیدا کردن پیکرشهدای جنگ تحمیلی را پیگیری کرد. 
امیرعبداللهیان هم مطالعاتی در مورد منطقه داشت و هم وقتی وارد عراق شد اموری را مشاهده کرد که بسیار جالب است، اما ما در کتاب گذرا، از موضوع عراق عبور کردیم، چون قرار بود تمرکز روی بحران سوریه باشد. 
البته! آقای امیرعبداللهیان گفت موضوع عراق مبحث طولانی و مهمی است که اجازه دهید در فرصت مناسب آن را برایتان بگویم که حسرت آن بردل ما ماند و او شهید شد
 محوریت کتاب درباره بحران سوریه است و کتاب در دسته‌بندی تاریخ جهان قرار گرفته، شما چه رویکردی را در راستای نگاه جهانی به کتاب در نظر گرفتید؟
در مصاحبه‌ها بعد از خاطرات ورود امیرعبداللهیان به وزارت امور خارجه، وارد جزئیات بحران سوریه شدیم. 
من نگاهم این بود که موضوع این کتاب، بین‌المللی است و به احتمال زیاد به زبان‌های مختلف، ترجمه خواهد شد و مورد استفاده قرار می‌گیرد. چون این کتاب، تنها روایت جامع و موثق ایرانی از بحران سوریه است. 
بنابراین من به خاطر اینکه کتاب «صبح شام» یک زبان بین‌المللی پیدا کند، آقای محمدمحسن مصحفی را انتخاب کردم. 
او دکترای علوم سیاسی از سوربن فرانسه را دارد، مدتی در فرانسه و وزارت امور خارجه بوده و به زبان سیاسی- اجتماعی بین‌المللی اشراف دارد. نکته دیگر اینکه او مدتی روزنگار هم بوده است و همه این ویژگی‌ها باعث شد از ایشان بخواهم تدوین این خاطرات را به عهده بگیرد و او هفت تا هشت ماهی برای این کار زمان گذاشت. 

 لطفا برایمان در مورد بخش سوم کتاب که درباره نقش‌آفرینی حاج‌قاسم در بحران سوریه است، توضیح دهید. 
آقای امیرعبداللهیان اصرار داشت که این خاطرات بنابر توصیه حاج قاسم، با سرعت بیشتری تدوین و چاپ شود. کتاب در مراحل ویرایش بود که خبر شهادت حاج‌قاسم سلیمانی رسید و فضای بهت و حیرت جامعه را فراگرفت و بعد هم ماجرای هواپیمای اوکراینی اتفاق افتاد و جامعه تا مدت‌ها تحت تأثیر این اتفاقات بود. 
در این حین، آقای امیرعبداللهیان گفتند من تا قبل از شهادت حاج‌قاسم، نمی‌توانستم یک سری مطالب را در مورد ایشان بگویم، اما الان دیگر آن ممنوعیت و برخی محرمانگی‌ها کنار رفته و من در مورد ویژگی‌ها و توانمندی‌های حاج‌قاسم می‌توانم صحبت کنم، پس پیشنهاد دادند بخش دیگری در مورد نقش و تأثیرات حاج‌قاسم در بحران سوریه به کتاب اضافه کنیم. 
در مجموع با ۱۳جلسه مصاحبه به علاوه مستندات و یادداشت‌ها، کتاب «صبح شام» نوشته و سال۹۹ در انتشارات سوره مهر منتشر شد. 
کتاب که چاپ شد، چند ماه بعد در سال۱۴۰۰ ایشان وزیر خارجه کشور شدند. من هم خوشحال بودم که ایشان با آن نگاه انقلابی و باورمند چنین مسئولیتی را عهده‌دار شدند هم نسبت به کار خود نگران که ایشان دیگر فرصتی برای گفتن خاطرات و ماجرا‌های عراق، بحرین و... را پیدا نمی‌کنند. 
 کدام قسمت از کتاب «صبح‌شام» برای شما از همه بخش‌ها جذاب‌تر است؟
همه قسمت‌ها جالب بود، اما زیباترینش روایت جزئیات از بحران سوریه است و به عنوان یک پژوهشگر تاریخ شفاهی از این جزئیات بی‌اطلاع بودم و هر چه این جزئیات برایم بیشتر باز می‌شود به تدبیر مسئولان کشورم در منافع ایران افتخار بیشتری می‌کردم و دوست داشتم هر چه زودتر آن‌ها را برای مردم بیان کنم. 

 شما فقط یک رأی دارید!
با توجه به جلسات مصاحبه و گفتگو با آقای امیرعبداللهیان کدام ویژگی ایشان برای شما به عنوان یک پژوهشگر تاریخ شفاهی جالب‌تر بود؟
من نگاهم این بود که حکومت انقلابی، یک وزیر خارجه انقلابی نیر لازم دارد و احساس می‌کردم بعد از هشت سال ما چشم‌انداز مطلوبی در عرصه بین‌الملل خواهیم داشت. 
درباره اقتدار و نگاه انقلابی آقای امیرعبداللهیان می‌توانم مثالی بزنم و مقایسه‌ای انجام دهم. 
محمدرضا پهلوی، پادشاه ایران بود و دوست داشت که کشور را توسعه دهد، اما نگاهش این بود که من بدون کمک کشور‌ها و قدرت‌های بزرگ، نمی‌توانم کشورم را توسعه دهم، پس بهتر است که نزد قدرقدرت‌هایی، چون امریکا بروم. همین کار را هم انجام داد و به امریکایی‌ها متصل شد. تا حدی که برنامه سالیانه بودجه را برای سفیر امریکا می‌فرستاد تا تأیید کند. 
یا قبل از آن، وقتی متفقین وارد ایران می‌شوند، رضا‌شاه که از او به عنوان اقتدارگرا نام برده می‌شود را به کاخ خودش راه نمی‌دهند، مجبور به استعفایش می‌کنند، او از ایران می‌رود و پسرش را جایش می‌نشانند. 
حالا در مقابل، امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه یک کشور است، تعریف می‌کند قبل از این مسئولیت، زمانی که امریکایی‌ها در عراق بودند، درگیر ناامنی شده بودند و می‌دانستند بدون مذاکره با ایرانی‌ها نمی‌توانند امنیت را برقرار کنند. 
بنابراین جلسه مشترکی بین ایران، عراق و امریکا برگزار می‌شود. در این جلسه امیرعبداللهیان نماینده ایران است. او می‌گوید با خود گفتم من نماینده جمهوری‌اسلامی ایران هستم و باید این شأن را حفظ کنم. در آن جلسه امریکایی‌ها احساس‌شان بر این بود که مثل یک ارباب آمده‌اند که هر چه بگویند اجرا شود. 
امیرعبداللهیان می‌گفت من مقاومت می‌کردم و می‌گفتم «اصلاً اینگونه نیست و هر طرف دیدگاه و نظر خود را دارد، شما فقط یک رأی دارید و هر وقت سه طرف مذاکره به نتیجه‌ای رسیدند شما بر اساس آن عمل می‌کنید.»
در نهایت امریکایی‌ها در این مذاکرات توفیقی به دست نیاوردند و از عراق خارج شدند. دقت کنید من از این کیفیت اقتدار حرف می‌زنم. 
آقای امیرعبداللهیان، در جایگاه‌های بعدی هم همینطور بود. طرح سناریو‌هایی که امریکا و اسرائیل در سوریه ریختند و تقریباً می‌توان گفت توافق و تفاهم همه کشور‌های درگیر این ماجرا را به دست آورده بودند. تنها کشوری که مخالفت کرد ایران بود. 
با نقش آفرینی و تلاش‌های شبانه‌روزی حاج‌قاسم سلیمانی در میدان نبرد و حضور حسین امیرعبداللهیان در عرصه دیپلماتیک، خاندان بشار در قدرت باقی‌ماند و بساط داعش برچیده شد، موضوعی که بخش‌هایی از آن را در کتاب «صبح شام» آورده‌ایم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار